خبرآنلاین - اینکه «سخنان مقامات ایرانی در عرصه بینالملل جدی گرفته نمیشود» بخشی واقعیت میدانی است و بخشی محصول چارچوب رسانهای و ساختار قدرت جهانی. تحلیل دقیق باید هر دو لایه را جدا کند، وگرنه به دو دام رایج میافتیم: یا خودتحقیری محض، یا فرافکنی کامل به گردن «دشمن». آنچه در ادامه میآید تلاشی است برای جدا کردن این لایهها.
اول، مسئله «اعتبار» است. در سیاست بینالملل، اعتبار یک ارز است که با فاصله میان «گفته» و «کرده» سنجیده میشود. وقتی گفتمان اعلامی (اعلامیها، تهدیدها، خطوط قرمز) مکرراً از رفتار عملیاتی فاصله میگیرد — چه در جهت تندتر و چه کندتر — بازار پیام، آن گوینده را تخفیف میدهد. مثلاً هشدارهایی از جنس «سلاحهایی که جهان ندیده» یا تهدیدهای پرهیاهو، اگر پشتوانه عملیاتی شفاف و قابلراستیآزمایی نداشته باشند، در نگاه طرف مقابل به «کلام برای مصرف داخلی» تبدیل میشوند. این همان جایی است که میتوان از ضعف «سواد امنیتی» در ارتباطات سخن گفت؛ نه به معنای ناآگاهی از مسائل امنیتی، بلکه به معنای ناآگاهی از «منطق شنیدن» طرف مقابل. …












