امیرمهدی ناری: در جیب هر ایرانی امروز اسکناسی است که روی آن عددی به «ریال» نوشته شده، اما هیچکس آن را به ریال نمیخواند. این شکافِ کوچکِ میان قانون و زبان، تهنشستِ یک روایت بلند تاریخی است؛ روایتی که از ضرابخانههای چکشکاری عصر قاجار آغاز میشود، از میان بحران جهانی نقره و رقابت بانکهای بیگانه میگذرد، در اسفند ۱۳۰۸ به یک قانون تاریخی میرسد و تا امروز — تا لایحه حذف چهار صفر — ادامه دارد. پیشینهای که دو هزار سال قدمت دارد
پیش از آنکه به دوره معاصر برسیم، یادآوری کوتاهی لازم است. ایرانیان به واسطه همسایگی با لیدیا، زود با پدیده سکه آشنا شدند، اما دیرتر وارد این عرصه شدند؛ چنانکه پس از فتح لیدیا نیز ضرابخانه شهر ساردس به کار خود ادامه داد. نخستین سکه ملی ایران، «دریک» زرین داریوش بزرگ بود؛ سکهای به وزن ۸.۴ گرم طلا با تنها سه درصد آلیاژ، که یونانیان آن را «دریکوس» میخواندند و سیزده برابر سکه نقره میارزید. در کنار آن «شکل» نقره و «کرشه» رواج داشت؛ و به گفته مورخان، «کرشه» تنها واژه اصیل ایرانی در فهرست واحدهای پول ماست و بقیه نامها ریشه بیرونی دارند. …









