در بحثهای آلودگی هوای شهرهای بزرگ، معمولاً سراغ خودروی فرسوده، سوخت و صنعت میرویم. سفرهای کوتاه و تکراری درونشهری کمتر دیده میشوند — همان رفتوآمدهایی که هر کدام بهتنهایی بیاهمیت به نظر میرسند و روی هم عدد بزرگی میسازند. یکی از این دستهها، سفر برای کارهای اداریِ درمان است. نه خودِ ویزیت؛ کارهای دور و برش. سفری که هیچ درمانی در آن اتفاق نمیافتد
الگوی آشنایی است: کسی برای گرفتن نوبت به مطب میرود چون تلفن جواب نمیدهد. نوبت را میگیرد و برمیگردد. روز ویزیت دوباره میآید. اگر آزمایشی لازم باشد، یک رفتوبرگشت دیگر برای تحویل جواب. از این چند سفر، فقط یکیشان درمان است. بقیه هماهنگی است — کاری که امروز از راه دور هم انجام میشود. حالا این را در مقیاس یک شهر بزرگ ضرب کنید. وقتی روزانه دهها هزار نفر برای هماهنگی نوبت جابهجا میشوند، صحبت از حجم قابل توجهی تردد است که هیچ ارزش درمانی تولید نمیکند. چرا این سفرها بدترین نوع ترددند …













