به گزارش خبرآنلاین، سایت تابناک نوشت: ایشان احتمالا درست میگویند.ما هم که در همین کوچهپسکوچههایِ شهر خودمان هر روز راه میرویم، شهری میبینیم که انگار غریبش شدهایم. همه چیز فرق کرده است اما نه آنگونه که آقای نیکزاد روایت میکنند. یک مغازه، یک جنس، دو قیمت. در یک مکان و در یک زمان و در یک مغازه. مگر میشود این تغییر سریع و لحظهای؟! یا پدری که هر چه بیشتر کار میکند، عقبتر میافتد. خطِ پایان، هر روز دورتر میشود. میدوند اما به جایِ رسیدن، از هدف فاصله میگیرند.
یا یک کارمندِ متخصص، با بیست سال سابقه، با همۀ آن رتبهها و سمتها و پیشرفتهایِ حرفهای، امروز معادل پنجاه دلار کمتر از اولین حقوقِ ماهِ اولِ کارش میگیرد؟ این را چه کسی باید باور کند؟ او پس از سفر با هواپیما و در شهر مقصد، تغییرات را متوجه میشود و ما در مبدا؛ بی آن که سفر کنیم یا سوار هواپیما شده باشیم شاهد عجیبترین تغییراتیم. اودر مقصد، نگرانِ روسریِ زنان است، اما ما در مبدأ، سرخورده «توسری». …













