به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ممکن است یک اشتباه کوچک کافی باشد تا صدای منتقد درون شروع به سرزنش کند: «باز خراب کردی»، «هیچوقت درست نمیشوی» یا «همه فهمیدند چقدر بیکفایتی».
گاهی نیز یک روز بد، فهرستی از شکستها و خاطرات ناخوشایند گذشته را به ذهن میآورد. شاید اگر دوستتان در چنین موقعیتی قرار میگرفت، به او میگفتید: «اشکالی ندارد، برای همه پیش میآید.» اما وقتی نوبت به خودتان میرسد، همان جمله ساده به نظرتان غیرواقعی یا حتی ممنوع میآید.
اینجاست که مفهوم شفقت به خود اهمیت پیدا میکند.
شفقت به خود قرار نیست ما را به افرادی تبدیل کند که اشتباههایشان را نادیده میگیرند یا همیشه برای خود بهانه میتراشند. پرسش اصلی این است: آیا میتوانیم هنگام شکست، ناراحتی یا شرم، بدون بیارزش کردن خود با آنچه رخ داده مواجه شویم؟ شفقت به خود چیست؟
کریستین نف، از پژوهشگران شناختهشده این حوزه، شفقت به خود را بر سه عنصر اصلی استوار میداند: مهربانی با خود؛ درک اینکه رنج و ناکامی بخشی از تجربه مشترک انسانهاست؛ مشاهده احساسات دشوار بدون غرق شدن در آنها.
به زبان ساده، شفقت به خود یعنی در روزهایی که حالمان خوب نیست، رابطهمان با خود را خرابتر نکنیم.
قرار نیست خودمان را بهتر از چیزی که هستیم تصور کنیم یا واقعیت را انکار کنیم. هدف این است که بتوانیم همزمان با پذیرش اشتباه، با خود رفتاری انسانی و منصفانه داشته باشیم. تفاوت شفقت به خود و اعتمادبهنفس
شفقت به خود و اعتمادبهنفس گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما این دو مفهوم یکسان نیستند.
اعتمادبهنفس معمولاً به ارزیابی ما از تواناییها و ارزشمندی خود مربوط میشود. ممکن است پس از موفقیت در یک کار، اعتمادبهنفس زیادی داشته باشیم و بعد از یک شکست، احساس کنیم آن را از دست دادهایم.
اما شفقت به خود وابستگی کمتری به موفقیت دارد. ممکن است امتحان را خراب کرده باشیم، در یک مصاحبه شغلی پذیرفته نشده باشیم یا در یک رابطه تصمیم اشتباهی گرفته باشیم و همچنان بتوانیم با خودمان رفتاری محترمانه داشته باشیم.
تفاوت مهم همینجاست: شفقت به خود فقط برای روزهایی نیست که احساس میکنیم موفق، توانمند و دوستداشتنی هستیم. چرا گاهی با خودمان بیرحمتر از دیگران رفتار میکنیم؟ …









