خبرآنلاین - تا پیش از جنگ ۱۲روزه، صحبت از «نفوذ» در ادبیات رسمی کشور عمدتاً محدود به پرونده های تاریخی (مانند مسعود کشمیری و شبکه کلاهی) بود. اما پس از آن جنگ، این تابو شکست و حتی مقامات ارشد — از جمله دبیر شورای عالی امنیت ملی — به صراحت گفتند «موضوع نفوذ در ایران جدی است». نکته کلیدی اینجاست که نفوذ از یک «رخداد نقطه ای» به یک «پدیده ساختاری و مویرگی» ارتقا یافته است. تحلیل زیر میکوشد این پدیده را در چند لایه بازخوانی کند. لایه اول: تفکیک مفاهیم؛ نفوذ ≠ جاسوسی
بزرگترین خطای تحلیلی، فروکاستن مسئله به «چند جاسوس» است. باید سه سطح را از هم جدا کرد: نفوذ فردی (Humint): یک عامل با دسترسی فیزیکی به اسناد یا محل. این سطح، پرهزینه و قابل کشف است. نفوذ سازمانی: کاشتن فردی در نهاد و «آبیاری» او در طول سالها تا به پست تصمیمساز برسد. نفوذ ادراکی/شناختی (از خطرناکترین سطوح): نه انتقال سند، بلکه شکل دهی به باورها، اولویتها و معیارهای تصمیم گیرنده. اینجا نفوذی «حرف» نمیزند، «چارچوب» میسازد. …












