گروه اندیشه: محمدمنصور هاشمی، در مقاله ای تحلیلی در سیاست نامه شماره ۲۸ برخی چهرههای روشنفکری پساانقلاب را کالبدشکافی کرده است؛ از فاطمه صادقی و نقد فمینیستی-چپ مناسبات قدرت، تا سروش دباغ و سنتز عرفان مدرن با فلسفه تحلیلی، و سرانجام تلاش خودش برای فهم تاریخمندی، فرهنگ و نسبت عقلانیت با تجدد در ایران معاصرخلاصه ای از این مقاله تحلیلی را در ادامه می خوانید:
****
فاطمه صادقی به مناسبات قدرت میاندیشد و از منظر خود این مناسبات را نقد میکند؛ مناسباتی که ممکن است ظهور و بروز آن در رویکرد نظامهای اخلاقی به جنسیت باشد و ممکن است در نسبت قدرت مستقر با قدرت مؤسس و روابط حاکمیت و مردم باشد. اگر قرار باشد از برچسبهای سادهسازی استفاده کنیم که البته استعمال آنها همواره توأم با مسامحه است، موضع او در طرح بحثهایش از جنبهای زنانهنگرانه (فمینیستی) و از جنبهای دیگر چپ است. دو جنبهای که برخلاف روزگار غلبهی مارکسیسم کلاسیک و بهویژه روایتهای عامیانه یا شرقی آن، دیگر نهتنها منافاتی با هم ندارد بلکه سازگار و همسو هم تلقی میشوند. …













