عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل) - دونالد ترامپ در شرایطی از تحریمهای جدید علیه ایران سخن میگوید که کارزار نظامی آمریکا نتوانسته به هدفی که واشنگتن از آن سخن میگفت، یعنی تغییر رفتار یا حتی تضعیفِ جدی حکومت ایران دست یابد. آمریکا تلاش میکند با تشدیدِ فشار اقتصادی، ضربۀ جدیدی به تهران بزند؛ اقدامی که دولتِ ترامپ آن را یکی از بزرگترین حملاتِ مالیِ تاریخ علیه دشمنِ سیاسی توصیف کرده است. با این حال، تحلیل تازۀ اکونومیست تردید دارد که این فشارها بتوانند حکومت ایران را از پا درآورند.
عملیاتِ موسوم به «طرد اقتصادی» که با تحریمِ 60 فرد، نهاد و کشتی آغاز شده، پنج بخش از اقتصاد ایران را هدف گرفته است، اما سلاحِ اصلی آمریکا یعنی «تحریمهای ثانویه» علیه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، هنوز کاملاً به کار نرفته است. به باور تحلیلگرانِ اکونومیست، اجرای تمامعیار این تحریمها میتواند آمریکا را به رویاروییِ خطرناک با چین بکشاند؛ کشوری که خریدار بخش عمدۀ نفت صادرانیِ ایران است. چُنین تقابلی میتواند پیامدهای فرامنطقهای داشته باشد و تجارت و نظام مالیِ جهانی را متأثر کند.
تحریمِ آمریکا (علیه ایران) لزوماً بهدلیل بزرگیِ اقتصاد ایران، برای چین پرهزینه نیست. اقتصاد ایران در مقایسه با اقتصادِ چین بسیار کوچکتر است و چین وابستگی محدودی به بازار ایران دارد. مسئلۀ اصلی، «نفت و هزینههای ژئوپولتیکیِ تحریمها» است. چین بخش بزرگی از نفتِ صادراتی ایران را با تخفیف میخرد و تشدیدِ تحریمهای ثانویه میتواند شرکتها و بانکهای چینی را هدف قرار دهد.
از سوی دیگر، اختلال در صادراتِ نفت یا ایمنی در تنگۀ هرمز میتواند قیمتِ جهانی انرژی را بالا ببرد و هزینۀ وارداتِ چین را افزایش دهد. بنابراین، نگرانیِ پکن بیشتر دربارۀ «امنیت انرژی و تقابل با آمریکا» است، نه وابستگی به اقتصاد ایران. مسئلۀ دیگر این است که تحریمها لزوماً منجر به تضعیفِ ساختارهای اقتصادیِ نزدیک به حکومت نمیشوند. محدودشدن تجارتِ رسمی میتواند زمینه را برای گسترش فعالیتهای غیررسمی و تولید برخی اقلامِ وارداتی فراهم کند. …












