روزنامه خراسان نوشت: در فرهنگ غربی، آشنایی و قرار ملاقات لزوماً به معنای بلهبرون و سفره عقد نیست. دو نفر ممکن است ماهها صرفاً برای شناخت هم قدم بزنند و بعد تصمیم بگیرند که همسفر هم باشند یا راهشان را جدا کنند.
در ایران اما، واژه «آشنایی» از همان ابتدا بار سنگین و جدی «همسریابی» و تشکیل خانواده را به دوش میکشد. به همین دلیل پلتفرمهای رسمی و وطنی همواره تلاش کردهاند با برچسب تسهیل ازدواج مجوز بقا بگیرند. از طرفی بخش عمده پیوندهای آنلاین امروز ما اصلاً از فیلتر این پلتفرمهای رسمی و مهندسیشده عبور نمیکند. اینستاگرام و تلگرام، بدون اینکه تابلو رسمی «همسریابی» بالای سردر مجازیشان داشته باشند، عملاً بزرگترین کانونهای همسریابی غیررسمی محسوب میشوند و بهطبع آسیب زیادی هم وارد میکنند. کالاسازی آدمها
مثلاً یکی از آسیبها - که البته جزو بزرگترین تغییرات اینترنتی است- زیاد کردن تعداد گزینههای انتخابی است. قدیمتر، دایره آدمهایی که احتمال داشت با آنها آشنا شوید، به اندازه کوچکی یک محله محدود و قابل پیشبینی بود، اما حالا خیلی راحت در برابر سیل هزاران پروفایل قرار میگیرید. در نگاه اول، این یعنی فرصت بیشتر و احتمال بالاتر برای یافتن نیمه گمشده. اما زیاد بودن گزینهها، گاهی آدم را به بنبست ذهنی میرساند.
براساس دادههای مرکز پژوهش «پیو»، ۳۷درصد از کاربران اپلیکیشنهای دوستیابی اعتراف کردهاند که همین تعدد گزینهها، انتخاب را برایشان به یک کابوس تبدیل کرده است. بحث، بحث کالاسازی آدمهاست. در فضای مجازی یک انسان در چند خط کوتاه و چند عکس فیلترشده خلاصه میشود و برای کسی که دنبال نیمه گمشده میگردد، انتخاب شریک عاطفی، تبدیل میشود به چیزی شبیه به بالا و پایین کردن یک لیست خرید سوپرمارکتی. اغلب هم یادمان میرود که انسانها، برخلاف کنسروها و پاستیلها، کالای فروشگاهی نیستند و نباید اینطوری مورد ارزیابی قرار بگیرند.
اپلیکیشنها هم با تکههایی از هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیچیده، سعی میکنند نقش واسطه را بازی کنند. سن، محل زندگی، علایق و… همه را در هم میریزند تا بگویند این دو نفر با هم جور هستند. …














