محمدرضا شجریان را بسیار نوشتهاند، درباره صدایش، زندگیاش، کنسرتها و آثارش، درباره نسبتش با شعر و موسیقی و درباره جایگاهی که بهتدریج در فرهنگ معاصر ایران پیدا کرد. اما گاهی برای شناختن یک آدم، باید به سراغ چیزهایی رفت که در زمان خودشان چندان مهم به نظر نمیرسیدند: یک خبر کوتاه در گوشه یک روزنامه، یک گفتوگوی فراموششده، نقدی که سالهاست کسی نخوانده، عکسی که در آرشیوی خاک میخورده یا گزارشی که در هیاهوی روزگار گم شده است.
به گزارش شرق، کتاب «سرود سیاوش: محمدرضا شجریان در آینه مطبوعات ۱۳۵۷-۱۳۴۵» از همینجا آغاز میشود، از بازگشت به روزگاری که شجریان هنوز «شجریانِ امروز» نبود و آیندهاش برای هیچکس روشن نبود. کتاب میکوشد او را در آینه مطبوعات همان سالها ببیند، نه از فاصله امروز و با دانستن فرجام زندگی و شهرتش، بلکه از جایی که خودِ تاریخ هنوز در حال اتفاقافتادن بود. …














