این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
آدم خوشحافظهای نیستم ولی غروب زمستان ۲۴ سال پیش که کتاب «سه دفتر» فریدون مشیری را خریدم با تمام جزئیات به خاطر دارم. کتابفروشیِ نزدیک چهارراه مشیرِ شیراز سبک و سیاقش چنین نبود که راهرو و قفسه داشته باشد و میان هزاران عنوان کتاب بچرخی و انتخاب کنی، اصلا کتابفروشی راه ورودی نداشت. مابین صاحب کتابفروشی و مشتری، میزی به طول دهنه کتابفروشی و عریض و پر از کتاب بود. معمولا چنین بود که از قبل همه مشتریانش میدانستند چه میخواهند. او هم کتاب را یا همان وقت میداد یا میگفت فلان روز بیا بگیر. …













