فرارو- در شرایطی که روابط ایران و ایالات متحده در وضعیت مبهم «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد، تجاوز اخیر ارتش آمریکا در شامگاه هشتم شهریور، به تأسیسات دفاعی جزیره لارک در تنگه هرمز و متعاقب آن، عملیات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران علیه پایگاههای آمریکایی ملکحسین و الازرق در اردن، بار دیگر شکنندگی این موازنه را آشکار کرد. این تحولات میدانی نشان داد که نهتنها چشمانداز دیپلماسی در وضعیت روشنی قرار ندارد، بلکه تعیین چارچوب مشخص برای مقاصد راهبردی کاخ سفید در قبال تهران دشوارتر از گذشته است.
به گزارش فرارو، تنگه هرمز به یکی از اهرمهای اساسی ایران برای حفظ توازن راهبردی و ارتقای قدرت چانهزنی در برابر فشارهای واشنگتن بدل شده است. با این حال، تشدید تنشهای پیرامونی و اثرات احتمالی آن بر زنجیره ترانزیت انرژی، پیامدهای مستقیمی بر فضای اقتصادی و بینالمللی منطقه بر جای میگذارد.
پرسش بنیادین این است که آیا اصابتهای اخیر در جزیره لارک یک تبادل آتش تاکتیکی و مهارشده است، یا سرآغاز شیفت الگوی درگیری ایران و آمریکا به سطحی فراگیرتر خواهد بود؟
علیاصغر زرگر، تحلیلگر مسائل بینالملل و استاد علوم سیاسی، در گفتوگو با فرارو ابعاد این مواجهه را ارزیابی کرده است. مناسبات تهران و واشنگتن را باید از تصمیمات کاخسفید خواند
علیاصغر زرگر درباره وضعیت حاکم بر مناسبات ایران و ایالات متحده اظهار کرد: «این روزها بیش از هر زمان دیگر آشکار شده که تحلیل جهتگیری آینده روابط تهران و واشنگتن، صرفاً با تمرکز بر اقدامات تهران امکانپذیر نیست. در این مسیر باید تحولات درونی ساختار قدرت آمریکا و رویکردهای سیاسی دونالد ترامپ را به دقت لحاظ کرد.»
وی در ادامه تشریح کرد: «الگوی رفتاری ترامپ اساساً بر پایه حداکثرسازی امتیازات تعریف میشود و پرونده ایران برای رئیسجمهور آمریکا بستری است تا همزمان در عرصه داخلی و بینالمللی دستاوردهای سیاسی تولید کند.» …











