«آقابزرگ» تا کمر در رودخانه است، با لباسهای سرتاپا مشکی و دستکشهای کهنهای که از روی مچ تا ساعد با کلاف سیاه بافته شده است. لبه تور را محکم چنگ زده و بیحرکت ایستاده است. آسمان سرتاسر ابر سیاه کشیده و هوهوی باد در برگ درختان بلند سپیدار میپیچد.
به گزارش شرق، حشرات از جایی که معلوم نیست کجاست، بدون مکث آواز میخوانند و صدای پارس سگهای آبادی اسپندان از دوردست شنیده میشود. ماهیگیرها کنار رودخانه چای آتشی مینوشند؛ تجن از رشتهکوههای البرز به خاک سبز روستای اسپندان مازندران میآید و نهفقط آب، بلکه نان ۸۰۰ خانواده در بالادست و پاییندست روستاست. اما قصه ماهیگیرها و تولیدکنندگان آبزیان، از تولیدکنندگان کوچک روستایی تا سرمایهگذاران بزرگ، کموبیش شبیه هم است؛ تولیدکنندگانی که زیر فشار مقررات زائد کسبوکار و فضای ناامن سرمایهگذاری، آخرین داراییهای خود را میبازند. روزگار سخت ماهیگیران اسپندان …













