پیامد عملی این تصمیم، توقف برگزاری آزمونهای تافل و جی آر ای در ایران و ایجاد محدودیتهای تازه برای دسترسی ایرانیان به خدمات آموزشی بینالمللی بوده است. محدودیت آزمون دولینگو برای کاربران دارای مدارک هویتی ایرانی نیز نشان میدهد دامنه این سیاست، در مواردی از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و تابعیت افراد را به مبنایی برای محرومیت از یک خدمت علمی تبدیل کرده است.
تحریم از دولتها عبور کرده است
دانشگاه و دانشگاهیان در زمره موضوعات و ادعاهایی نیستند که کشورهای غربی برای توجیه تحریمهای خود علیه ایران مطرح میکنند. دانشجویی که برای سنجش توانایی زبانی خود در آزمون تافل شرکت میکند، متقاضی تحصیلات تکمیلی که به نتیجه جی آر ای نیاز دارد یا پژوهشگری که خواهان حضور در یک برنامه علمی بینالمللی است، نه طرف مناقشات سیاسی است و نه میتوان او را مسئول تصمیمات دولتها دانست.
تافل ابزاری برای سنجش توانایی زبان و جی آر ای آزمونی برای ارزیابی برخی قابلیتهای کلامی، کمی و تحلیلی متقاضیان تحصیلات تکمیلی است. تبدیل چنین ابزارهایی به اهرم فشار سیاسی، به معنای عبور تحریم از مرز دولتها و ورود آن به زندگی روزمره مردم است. در این وضعیت، تمایز میان فشار بر یک ساختار سیاسی و مجازات یک ملت بهتدریج از میان میرود.
این رویکرد با ادعاهای مکرر غرب درباره آزادی علمی، گردش آزاد دانش و دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی نیز سازگار نیست. نمیتوان از یکسو دانشگاه را نهادی جهانی و فراتر از مرزهای سیاسی معرفی کرد و از سوی دیگر، امکان شرکت در یک آزمون علمی را بر مبنای تابعیت، محل اقامت یا مدرک هویتی افراد محدود ساخت.
این تصمیم شاید در یک سند اداری، اقدامی فنی و حقوقی جلوه کند؛ اما در زندگی یک دانشجو، به معنای ازدسترفتن مهلت پذیرش، بورسیه یا سالها برنامهریزی است. چنین اقداماتی بیش از آنکه محاسبات سیاسی ایران را تغییر دهد، دیوار بیاعتمادی میان ایرانیان و غرب را بلندتر و احساس تبعیض را در حافظه جمعی جامعه ایران ماندگارتر میکند. …











