قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۳ ساعت قبل

وقتی کتاب راهی ییلاق می‌شود

تبریز- ایرنا- درست نمی‌دانستیم کجا باید بپیچیم؛ تنها نشانی که در آن جاده مه‌گرفته پیدا می‌شد، بنری بود که مسیر یک جاده خاکی را نشان می‌داد. بنری که روی آن نقش دختر عشایر با کتابی در دست و متن «اختتامیه دومین جشنواره کتابخوانی عشایر آذربایجان شرقی» مسیر ییلاق بسطاملو را روایت می‌کرد.
 وقتی کتاب راهی ییلاق می‌شود

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

به گزارش ایرنا، از کلیبر که گذشتیم، مه آن‌قدر غلیظ شده بود که کوه و جاده و درخت، همه در سفیدی محو شده بودند. تا چشم کار می‌کرد، رخت سفید بر تن طبیعت و جاده و آدم‌های اطراف بود.

خودرو را به جاده‌ای سنگلاخی و سربالایی سپردیم؛ باران ریزی خاک را نرم کرده بود و هر تکان خودرو ما را بیشتر به دل مه می‌برد. کمی بعد، میان خودروهای پارک‌شده فهمیدیم که رسیده‌ایم؛ به جایی که قرار بود جشن کتاب، میان چادرهای عشایری و در دل ییلاق بسطاملو گرفته شود.

از خودرو که پیاده شدیم، نخستین چیزی که به چشم آمد نه جایگاه مراسم بود و نه بنر جشنواره، بلکه زنی عشایر با لباس محلی، زیر چادری کوچک نشسته بود و نان می‌پخت. بوی نان تازه در هوای نمناک ییلاق پیچیده بود و کنار صدای باران، صدای مرغ و غاز و سگ‌هایی که اطراف چادرها می‌چرخیدند، فضای متفاوتی ساخته بود.

زن نان‌ها را می‌فروخت. دانه‌ای ۵۰ هزار تومان و کنارش پنیر و کره محلی هم گذاشته بود که اگر کسی می‌خواست، می‌تواند نوش جان کند، ولی دوری از اینترنت و دنیای کارت‌ها، اگر کسی پول نقد برای خرید نداشت، او را بی نصیب از نعمت خدا نگه نمی‌داشت. همان تکه نان را به او هدیه می‌داد.

اطراف را گشتیم اما چیزی دیده نمی‌شد. فقط صدا بود که ما را راهنمایی می‌کرد. کمی آن‌طرف‌تر، چادر بزرگی برای برگزاری مراسم برپا شده بود. کودکان و نوجوانان عشایر، بعضی در حال بازی و بعضی منتظر آغاز مراسم، کنار هم نشسته بودند. از کلیبر و خداآفرین گرفته تا هوراند، مراغه، میانه و شهرهای دیگر آمده بودند و حتی گردشگران فارس زبان هم خودشان را به این نقطه رسانده بودند.

چهره بچه‌ها اما شاید یکی از ماندگارترین تصاویر این روز بود؛ موهای بلوند طبیعی، چشم‌هایی به رنگ عسلی و سبز و پوست‌های آفتاب‌خورده و کک‌ومکی که زیر هوای مه‌آلود ییلاق، بیشتر به چشم می‌آمد. بچه‌هایی که زندگی‌شان با کوچ و طبیعت گره خورده است، امروز برای یک عشق ماندگار و به دور از هیاهوی دنیا، دور هم جمع شده بودند؛ کتاب. …