برای بنده توفیق بزرگی است و بختی است که روی آورده تا درباره استادم، شادروان دکتر عبدالحسین زرینکوب، چند کلمهای سخن بگویم. این فرصت موجب سرافرازی و شادمانی من است تا به مرد بزرگی که بینهایت نسبت به او ارادت داشتم و دارم، ادای دین کنم. هنوز برای من سخت است که کلماتی چون «مرحوم»، «روانشاد» یا «زندهیاد» را برای استاد زرینکوب به کار ببرم؛ زیرا در نظر بنده، ایشان همواره زنده است و حضورش در فضای فرهنگ و ادب این مرزوبوم جاودانه جریان دارد.
بنده استاد زرینکوب را سالها پیش از آنکه توفیق زیارتشان حاصل شود، از طریق آثارشان میشناختم. کتابهای پرمایهای چون «تاریخ ایران بعد از اسلام»، «دو قرن سکوت»، «با کاروان حله»، «از کوچه رندان»، «ارزش میراث صوفیه» و ترجمه ماندگار «فن شعر» ارسطو را خوانده بودم و بهویژه مقالات پرنکته ایشان را در مجلات معتبری چون «راهنمای کتاب»، «یغما» و «سخن» با اشتیاق دنبال میکردم و همواره مشتاق دیدارشان بودم. …












