کتابهایی هستند که نباید آنها را در کتابخانه بخوانیم باید آنها را در حالی بخوانیم که صدایی از بیرون به گوش میرسد. مثلاً صدای یک هواپیما، یا آمبولانس، یا گویندهای که درباره موشکی سخن میگوید که در جایی دور سقوط کرده و سپس به قیمت نفت میپردازد، گویی سقوط موشک و افزایش قیمت هر بشکه نفت، دو حادثه از یک نوعاند.
کتاب مونتسکیو درباره عظمت رومیان و زوال آنان یکی از همین کتابهاست. امروز که آن را باز میکنی، پس از چند صفحه احساس میکنی که این مرد چندان به خودِ روم علاقهمند نبوده، بلکه بیشتر به آن بیماری عجیب علاقه داشته که وقتی دولتها مدت زیادی در قله میمانند، به آنها مبتلا میشوند.
او روم را مانند پزشکی که بیماری قدیمی را زیر نظر دارد، مشاهده میکرد: فقط نمیپرسید کجایش درد میکند، بلکه میپرسید درد از چه زمانی آغاز شده، چرا هیچکس متوجه آن نشده، و چرا بیمار همچنان راه میرود، میخندد و از مهمانانش پذیرایی میکند، در حالی که چیزی در درونش در حال تغییر است و شاید این همان مسالهای باشد که اکنون ارزش دارد دوباره به آن بازگردیم. …












