این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش ایرنا، غروب که از راه میرسد، باد خنک کویری از فراز صخرههای ستبر قلعهدختر و کوههای صاحبالزمان دامن میکشد، روی تن تفدیده شهر، کرمانِ ما، شهری است با رازهای خفته در دل خشت و آجر؛ جایی که تاریخ در هر پیچ کوچهاش روایتی برای گفتن دارد.
اگر اهل این دیار باشی یا حتی سالیانی را در سایهسار درختان کهنسالش قدم زده باشی، خوب میدانی که وقت دلتنگی، وقتی گرهی به کار میافتد یا وقتی سکوت غروب جمعه سنگین میشود، پای دل بیاختیار سمت کدام محله کشیده میشود. از هیاهوی میدان مشتاق و راسته بازار که فاصله بگیری و به سمت خیابان هفده شهریور بپیچی، ناگهان نبض شهر آرامتر میزند. …













