«تابو» (Taboo) سنگ بنای قوانین مدنی بشر است. در میان اقوام بدوی، تابو صرفاً یک قانون ساده نیست، بلکه ممنوعیتی است آمیخته با ترسی مقدس. در منطق انسان بدوی، هرکس این حریم نامرئی را بشکند، نه تنها مجرم است، بلکه آلوده و نجس میشود. این آلودگی، همچون یک ویروس خطرناک، قابلیت سرایت دارد و فرد خاطی را در چشم قبیله به موجودی منحوس بدل میکند. به همین دلیل، هیچکس جرأت نمیکند به سوژهی تابو نزدیک شود.
شاید گمان کنیم این هراس آیینی در گورستان تاریخ دفن شده است؛ اما با نگاهی به رفتار دولتمردان در بعضی جامعه ها (اغلب ایدئولوژیک)، که ما نیز از آن مستثنا نیستیم، میبینیم که روح همان انسان بدوی، همچنان در راهروهای سیاست پرسه میزند. در اینجا، تصمیمات و سخنان، پیش از آنکه با ترازوی منافع ملی یا قانون سنجیده شوند، از فیلتر «تابوشناسی نانوشته» عبور میکنند. و هرچه حصارهای یک جامعه بلندتر باشد، فهرست تابوهایش نیز قطورتر است. …












