این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، امید مدتها بود به مقابل مدرسه میآمد و مهسا را تا خانهاش بدرقه میکرد. دو سه باری به او ابراز علاقه کرده بود، اما مهسا جوابی نداده بود. بالاخره آن روز حرفهای المیرا تأثیر خودش را گذاشت و مهسا که از امید خوشش آمده بود خجالت را کنار گذاشت و تصمیم گرفت با او صحبت کند. بدین ترتیب ارتباط عاشقانه امید و مهسا از آن روز شروع شد. با گذشت چند سال امید و مهسا دیگر به نامزدهای جاودانه تبدیل شده بودند تقریباً همه میدانستند که آنها عاشق همدیگر هستند. تا اینکه یک روز گرم تابستانی اتفاقی شوم رخ داد. …










