دو نفر نقشی کلیدی و محوری در نجات هند از این بحران داشتند: منموهان سینگ (Manmohan Singh)، وزیر دارایی وقت و مونتک سینگ آهلووالیا (Montek Singh Ahluwalia)، سیاستگذار کهنهکاری که همه او را به نام «مونتک» میشناختند. آنها به جای آنکه با این بحران صرفا به چشم یک فاجعه برخورد کنند که باید مدیریت شود، از آن به عنوان یک فرصت طلایی برای بازسازی و نوسازی ساختار اقتصادی کشور استفاده کردند. هدف بلندمدت آنها این بود که دست کنترلهای دولتی به جامانده از دوران سوسیالیستی را از سر اقتصاد کوتاه کنند، کسبوکارهای خصوصی و سرمایهگذاری خارجی را تشویق نمایند و درهای هند را به روی تجارت جهانی بگشایند. اما با خالی شدن ذخایر ارزی، هند در قدم اول باید از ورشکستگی و نکول (عدم پرداخت دیون) جلوگیری میکرد. کشور برای دریافت کمک به صندوق بینالمللی پول (IMF) متوسل شد و در یکی از ماندگارترین صحنههای این بحران، بخشی از ذخایر طلای خود را برای تامین نقدینگی فوری، با هواپیما و کشتی به خارج از کشور فرستاد. …
روزنامه دنیای اقتصاد / ۴۴ دقیقه قبل
معمار چرخش قاطع هند
در سال ۱۹۹۱، هند در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار گرفته بود. درآمدهای حاصل از صادرات دیگر برای پرداخت هزینه واردات کافی نبود و همین موضوع کشور را وارد یک بحران کامل در «تراز پرداختها» کرد. کشورهایی که گرفتار چنین بحرانهای عمیقی میشوند، معمولا سالها رکود و رشد ضعیف اقتصادی را تحمل میکنند؛ اما هند توانست از این سرنوشت شوم بگریزد.

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.











