بهعنوان مدیری که نزدیک به دو دهه در اتاقهای جلسات بودجه، جلسات حسابرسی و جلسات اضطراری نقدینگی نشستهام، هر بار واژههای تحول دیجیتال را میشنوم، با خود میگویم: این بار چه چیزی از من و تیمم میخواهد؟ سالهاست که سیستمهای ERP، هوش تجاری و اتوماسیون اداری وعده حذف کارهای تکراری را دادهاند، اما واقعیت این بوده که هر فناوری جدید، نهتنها بار کاری ما را کم نکرده، بلکه به دلیل نیاز به تطبیق، آموزش و موازیکاری با سیستمهای قدیمی، آن را سنگینتر هم کرده است. بااینحال، این بار که پای بلاکچین به میان میآید، فکر میکنم تفاوتی اساسی وجود دارد. برخلاف نرمافزارهای قبلی که صرفا یک لایه اتوماسیون روی فرآیندهای موجود بودند، بلاکچین معماری جدیدی برای ثبت، تایید و اعتمادسازی است. پرسش این است که آیا من به عنوان مدیر مالی، میتوانم از این معماری برای حل ریشهایترین دردهای سازمانم استفاده کنم، یا …
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
اجازه دهید از تعاریف کلی فاصله بگیرم. انضباط مالی در سازمان من، یعنی پایان هر ماه، صورتهای مالی را بدون هیچ ابهامی به مدیرعامل تحویل دهم، بدانم که موجودی انبار با گزارش خرید تطابق دارد، اطمینان داشته باشم که تامینکنندهای صورتحساب بیشتری از کالای دریافتی دریافت نکرده، واحد فروش نتواند برای فرار از پاداش یا تغییر هدف، در گزارشهای خود دستکاری کند، جریان نقدینگیام قابل پیشبینی باشد و شبها با خیال راحت بخوابم که فردا یک غافلگیری مالی در راه نیست. …