دادههای موجود وزارت نیرو نشان میدهد که ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور به حدود ۹۵هزار مگاوات رسیده است؛ اما ظرفیت عملیاتی واقعی بسیار پایینتر از این عدد است. در سال۱۴۰۳، حداکثر تولید برق در زمان اوج مصرف به ۶۲هزار مگاوات رسید؛ درحالیکه تقاضا به ۸۰هزار مگاوات رسید و ناترازی ۱۸هزار مگاواتی را رقم زد. این شکاف، صرفا یک عدد ریاضی نیست، بلکه نشاندهنده یک «هدررفت اقتصادی» عظیم در سرمایهگذاریهای گذشته است. این ارقام بالطبع در سال۱۴۰۴ و اکنون به مراتب با توجه به ساعات خاموشیها افزایش بیشتری داشته است. نکته کلیدی اینجاست که ترکیب سوخت نیروگاهها به شدت به گاز طبیعی (۸۵درصد) وابسته شده است. این وابستگی مطلق، اقتصاد برق را به یک «اقتصاد تکمحصولی» تبدیل کرده که هر نوسانی در زنجیره تامین گاز، مستقیما به قطعی برق و توقف چرخهای صنعت منجر میشود. از منظر اقتصادی، این یعنی ریسک سیستماتیک بالا و هزینه فرصت از دست رفته برای صنایع. …
روزنامه دنیای اقتصاد / ۴ ساعت قبل
استفاده هوشمندانهتر
صنعت برق ایران امروز در یک تنگنای تاریخی گرفتار شده است، تنگنایی که دیگر نه با کلیدواژههای «کمبود سوخت» یا «خشکسالی» بهتنهایی قابل توصیف است و نه با نسخههای قدیمی «افزایش ظرفیت اسمی» قابل درمان. یادداشت پیشرو، با تکیه بر دادههای واقعی سال۱۴۰۳، تلاش میکند تا پارادایم «بهرهبرداری صحیح» را از منظر اقتصاد انرژی بازتعریف کند و در این مسیر، به تجربه کشورهایی بنگرد که با وجود بهرهمندی از ذخایر عظیم نفت و گاز، مسیر توسعهیافتگی را پیمودهاند. پرسش محوری این است: چگونه میتوان از همان ظرفیت نصبشده موجود، ارزشی بیشینه استخراج کرد و کشورهای نفتخیز توسعهیافته چه کردند که ما نکردیم؟

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.











