دنیایاقتصاد: دونالد ترامپ این روزها احتمالا با حسرتی عمیق به ماههای آغازین سال۲۰۲۶ مینگرد. سال نخست از دوره دوم ریاستجمهوری او کاملا طبق برنامه پیش میرفت و سال جدید با جشنی باشکوه در مارالاگو آغاز شده بود. او کابینهای وفادار چیده بود؛ رکوردی تاریخی در صدور فرمانهای اجرایی ثبت کرد و در ژوئن سال گذشته به تاسیسات هستهای ایران حمله کرد؛ درحالیکه همزمان نقش دولتمردی را بازی میکرد که گویی میتواند به تمام جنگها پایان دهد. قدرتنمایی نظامی واشنگتن در کاراکاس و دستگیری نیکلاس مادورو در سوم ژانویه طی عملیاتی موسوم به «عزم راسخ»، در کنار طرح ادعای تسلط بر گرینلند، او را به چهره بیرقیب اجلاس داووس تبدیل کرده بود؛ جایی که مدیران ارشد جهان برای نزدیک شدن به کانون این قدرت متمرکز با یکدیگر رقابت میکردند.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به نوشته فارنپالیسی اما رئیسجمهور آمریکا برای افول زودهنگام و تبدیل شدن به یک رهبر ضعیف، تنها باید خود را سرزنش کند. ریشه اصلی این سقوط، تصمیم جنجالی ماه فوریه برای آغاز درگیری نظامی با ایران است. با گذشت ۶ماه از این نبرد فرسایشی، منابع استراتژیک واشنگتن تخلیه شده، هزینه زندگی شهروندان آمریکایی به شدت افزایش یافته و جایگاه ترامپ به پایینترین سطح در تاریخ ریاستجمهوری تنزل پیدا کرده است. در دولتی که کمترین میزان درز اطلاعات را داشت، اکنون اعضای وفادار کابینه نیز در گفتوگو با رسانهها اعتراف میکنند که رئیسجمهور هشدارهای آنان را درباره تبعات این ماجراجویی نظامی نادیده گرفته بود. …