تجمعات خودجوش مردمی در تاریخ معاصر ایران، همواره فراتر از یک گردهمایی ساده، به مثابه بازتولید قدرت ملی و نمایش «موجودیت» در برابر تهدیدات هستیشناختی بودهاند. با این حال، آنچه امروز در فضای پسا-جنگ رمضان مشاهده میشود، نوعی دوگانگی میان «میدان به مثابه گفتمان» و «میدان به مثابه فستیوال» است. اگر میدان نتواند محتوای فکری خود را نوسازی کند، خطر تبدیل شدن آن به یک مناسک تهی از معنا جدی خواهد بود.
۱. میدان؛ از «اراده معطوف به مقاومت» تا «تخلیه هیجانی»
در نظریات امیل دورکیم، تجمعات بزرگ باعث ایجاد «شور جمعی» میشوند. این شور، افراد را از قلمرو امر عرفی خارج و به امر قدسی پیوند میزند. حرکت خودجوش مردم پس از شهادت رهبر شهید، دقیقاً از همین جنس بود؛ لحظهای که جامعه برای صیانت از کلیت خود به میدان آمد تا نقشه دشمن برای فروپاشی اجتماعی را ابطال کند. …











