یک
در روزگار عسرت روشنفکری، شبهمنورالفکرانی، دفعتا از غار تنگ و تاریک ایدئولوژیک خویش بیرون شده و در تمنای کام و کلام و نام خویش، در جستوجوی قربانی یا بلاگردانی برای خروج از این شبِ تاریکِ روشنفکری گردیدهاند. در انتهای این مسیر دورافتاده از معبر روشنفکری، با شبحی از اشباح اندیشگی شریعتی مواجه شدهاند که ایستاده بر کژراهههای تاریخ، نغمهی یاد و یادآوران دیگری سر داده و مسئولیت روشتفکران اکنون را نسبت به تاریخ گذشتهی روشنفکری یادآور میشود.، و بدانان میگوید: این مسئولیت، مسئولیتی است در برابر تاریخی که به اقتضای طبیعت خود، یک جریان روشنفکری را تنگ در آغوش میگیرد، و با آن در یک رابطهی تفهیم و تفاهمی یا دیالوگی و دیالکتیکی درمیآمیزد. این مسئولیت، مسئولیتی است در برابر استیضاح تاریخ امروز که روشنفکر زمان و زمانهی خویش را به تامل و نقد درونماندگار و واساختی گذشتگان فرامیخواند.
این مسئولیت، مسئولیتی است در برابر خشونتِ کلامی که در متن و بطنِ نقد ایدئولوژیک، سیاسی و فراتاریخیِ «دیگر»یِ اندیشگی-روشنفکری، نهفته است. این مسئولیت، مسئولیتی است در برابر یک شبح اندیشگی که با زمان تعین پیدا مییابد و نشان و نشانهی خود را بر جبین جریانهای اندیشگی-روشنفکری پساخویش – حتی آن جریانهایی که در هیبت انکار و عدوی او ظاهر شدهاند – میگذارد. این مسئولیت، مسئولیتِ شناختِ «اپیستمهی دورانی» و احکام آن، و نقد جریانهای اندیشگی، با لحاظ تجربهی زیسته و زیستجهان و جبرگونههای محیطی و تاریخی آنان است. این مسئولیت، مسئولیت زیباشناختی، اخلاقی، انسانی و روشنفکرانهی یک روشنفکر است زمانیکه در موضع و مقام نقد و نقادی میشود.
دو …













