دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «پساجنگ و رویای تحقق رنسانس ایرانی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
اگر مفروض بگیریم که دین حاضر در صحنهی تحولات مشرف به مدرنیته، دین مسیحیت و یهودیت بوده است، حال این پرسش سترگ مطرح میگردد که دین اسلام در کجای این تحولات قرار میگیرد، آیا امکانات و ظرفیتهای دین اسلام پس از مدرنیته قابلیت ظهور و بروز و رستاخیز دوباره خواهد داشت و یا در یک یکسانانگاری کلی، بایستی همهی ظرفیتهای همهی ادیان را پس از مدرنیته -و پس از اعلام مرگ خدا- به تمامه آشکار شده مفروض گرفت؟
با این همه چندان بیراه نخواهد بود اگر ادعا کنیم که الهیات و متافیزیک مدرنیته را میتوان در نسبت و در دیالکتیکاش با دین مسیحیت و یهودیت خوانش کرد، اما پرسش اساسی ما این باید باشد که آیا در افق جهان اسلام پس از مواجههی آن با مدرنیته و ذیل هژمونی عالمیت جدید و سلطهی الهیات یوروسنتریک و ایدههای عصر روشنگری، اسلام به مثابهی یک سنت تاریخی به تمامه محو خواهد شد و یا میتوان از نوعی امکان نوزایی و رنسانس در ایران و در جهان اسلام سخن گفت؟ …













