نیما عظیمی در یادداشتی با عنوان «جعل هدفمندِ مفاهیم سیاسی توسط پانترکیسم با لباس فرهنگ، علیه ایران و مفهومش» نوشت:
یکی از بزرگترین تحولات سیاسی در خاورمیانه با آغاز قرن بیستم، پیدایش جریان ناسیونالیسم است؛ که این تحول در سراسر منطقه رخ داد. ناسیونالیسم تُرک بهعنوان یکی از شاخههای این تحولات سیاسی ـ برخلاف ناسیونالیسم ایرانی که ماهیتی ملّی داشت ـ با «هویتی قومی» وارد این میدان سیاسی شد. ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک با تهیدستیِ مطلق در پی تکوینِ هویت ملّی یا دولت-ملتسازی بود. همین «غمِ بیآلتی» در مناسبات سیاسی باعث شد ناسیونالیسم تصنعی تُرک که از طرفی هیبتِ ناسیونالیسم ایرانی را رقیب خود میدید و از طرفی با تهیدستیِ خود روبهرو بود، پا در شورهزارِ ایدئولوژیِ بیمارگونه و الحاقگرایانهٔ «پانترکیسم» بگذارد. ایران بهعنوان دولت و ایران بهعنوان ملّت در این دوران، نه اینکه یکسره بینیاز از ناسیونالیسم باشد، بلکه به فراخور سرشت دوران جدید و تحوّلات سیاسی آن، به دنبال آن بود که به بازسازیِ دقیقتر نظام سیاسی خود بپردازد. …














