به گزارش گروه روانشناسی رکنا، شب بخیر... به آدمهایی که تمام روز جواب «خوبم» را بلدند، اما شب که می شود، خودشان هم دیگر نمی دانند با خودشان چه کنند. به کسانی که گوشی شان پر از اسم است، اما هیچکدام آنقدر نزدیک نیستند که بتوانند ساعت سه صبح بگویند: من خوب نیستم. تلخ ترین نوع تنهایی، تنها ماندن نیست. این است که بین هزار نفر زندگی کنی و هیچکس نفهمد دقیقاً کجای روحت شکسته است. آدمها معمولاً فقط نتیجه را می بینند؛ سکوتت را، سرد شدنت را، کم حرف شدنت را...
اما کسی نمی پرسد چند بار خواستی حرف بزنی و منصرف شدی، چند بار خواستی بمانی و غرورت نگذاشت و چند بار منتظر یک پیام ماندی که هیچوقت نیامد. شاید بعضی ها واقعاً قوی نیستند؛ فقط آنقدر خسته اند که دیگر انرژی توضیح دادن دردشان را ندارند.
پس امشب، اگر کسی را می شناسی که زیادی ساکت شده، فکر نکن آرام است.
گاهی سکوت، آخرین شکل فریاد زدن آدمی است که دیگر امیدی به شنیده شدن ندارد.
شب بخیر به تمام آنهایی که کسی از جنگ های درون شان خبر ندارد. …













