به گزارش رکنا، در چنین لحظه ای، انسان معمولاً فقط به دنبال راهی برای کم کردن درد نیست؛ به دنبال معنا می گردد. معنا لزوماً پاسخ به یک سؤال فلسفی بزرگ نیست. گاهی بسیار ساده تر است: برای چه باید ادامه بدهم؟ ؛ این اتفاق چه چیزی درباره زندگی من تغییر داد؟، بعد از این، من چه کسی هستم؟ ، آیا هنوز چیزی هست که ارزش ماندن داشته باشد؟ و ... بحران فقط امنیت را نمی گیرد؛ معنا را هم تهدید می کند
انسان برای زندگی روزمره به نوعی احساس نظم و پیش بینی پذیری نیاز دارد. ما معمولاً تصور می کنیم اگر درست رفتار کنیم، برنامه ریزی کنیم و مراقب باشیم، زندگی تا حدی قابل کنترل است. اما بحران می تواند ناگهان این تصور را بشکند.
فردی که سال ها زندگی مشترکش را امن می دانسته، با خیانت همسرش فقط با یک رابطه خارج از ازدواج؛ مواجه نمی شود؛ ممکن است کل داستانی که درباره زندگی مشترکش ساخته بود زیر سؤال برود.
کسی که همیشه خود را فردی مستقل و توانمند می دانسته، بعد از یک بیماری ممکن است بپرسد: اگر دیگر نتوانم مثل قبل کار کنم، پس من چه کسی هستم؟ …










