در این ترانه، راوی از خاطراتی میگوید که هنوز از ذهنش پاک نشدهاند؛ از شبی که برای نخستین بار یکدیگر را دیدند تا لحظاتی که کنار ساحل و در فضای بارانی، خاطرات مشترکی ساختهاند.
محور اصلی ترانه، حسرت فاصله و آرزوی بازگشت به روزهایی است که عشق و آرامش در کنار یکدیگر معنا پیدا میکرد. راوی آرزو دارد دوباره کنار دریا، دور از هیاهوی دنیا و آدمها، در کنار عشق خود باشد.
تصاویر عاشقانهای مانند ساحل، بوی باران، عطر موهای معشوق و خوابیدن در آغوش او، فضای احساسی اثر را شکل دادهاند و حالوهوایی نوستالژیک و دلتنگکننده به ترانه بخشیدهاند.
در بخشی از آهنگ نیز راوی از خاطراتی میگوید که بهسادگی از بین نمیروند و اعتراف میکند که نمیتواند با فاصلهای که میان او و معشوق ایجاد شده کنار بیاید. متن آهنگ «آرزومه» حامد بهداد
کاشکی میشد بشه بازم بزارم سر روی شونت
اون شبی که منو دیدی توام از من خوشت اومد
کاشکی میشد باتو بازم شبو تا صبح پای آتیش
دم ساحل بوی بارون عطر موهای تو قاطیش
آرزومه لب دریا تکو تنها باتو باشم
بغلت خوابم بگیره صبحشم پیش تو پاشم
بی خیال غم دنیا دور از این آدما باشم …













