به گزارش رکنا، شب شده است. همان ساعتی که خانه آرام تر می شود، اما ذهن نه. گوشی را کنار می گذاری، چراغ ها را خاموش می کنی و تازه همه چیزهایی که تمام روز از آنها فرار کرده بودی، کنارت می نشینند: عدد موجودی حسابت. حرفی که نباید گفته می شد. کاری که نیمه تمام ماند. چهره کسی که دیگر کنارت نیست و فردایی که هنوز نیامده، اما از همین حالا سنگینی اش را روی سینه ات حس می کنی.
شاید امروز هم آنطور که می خواستی پیش نرفت. شاید تمام روز دویدی و آخر شب دیدی هنوز کارها مانده اند و تو دیگر چیزی برای بخشیدن نداری.
شاید لبخند زدی تا کسی نفهمد چقدر خسته ای.
شاید گفتی چیزی نیست، در حالی که خیلی چیزها بود.
اشکالی ندارد. همه روزها برای پیروز شدن نیستند.
بعضی روزها فقط باید به هر شکلی به آخر برسند و تو امروز را، با هر سختی که داشت، به آخر رساندی.
اگر کاری را انجام ندادی، اگر زود خسته شدی، اگر حوصله هیچ کس را نداشتی یا چند ساعت فقط به سقف نگاه کردی، خودت را محاکمه نکن.
تو تنبل نیستی اما ماشین هم نیستی.
تو انسانی هستی که مدت هاست بیشتر از چیزی که دیگران می بینند، فشار تحمل کرده است. …











