به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالی که آمارها از ثبتنامهای میلیونی در پایه اول خبر میدهند، واقعیتها نشان از شکافهای عمیقی دارد؛ از کودکانی که حتی از همان ابتدا فرصت ثبتنام پیدا نمیکنند، تا دانشآموزانی که در سالهای میانی، مدرسه را رها میکنند. شکاف در قدم اول: از یک میلیون و ۱۵۴ هزار نفر تا یک میلیون
همه چیز از همان روز اول شروع میشود. حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرده که از میان یک میلیون و ۱۵۴ هزار کودک مشمول ثبتنام پایه اول، بیش از یک میلیون نفر ثبتنام قطعی انجام دادهاند. این یعنی حتی در همین قدم اول، بخشی از کودکان مشمول آموزش هستند که هنوز تکلیفشان مشخص نشده یا از این چرخه جا ماندهاند. این یعنی شکاف در همان «دروازه ورود». از هر ۶ دانشآموز، یکی در کلاس نیست!
اما اگر بچهها بتوانند وارد مدرسه شوند، آیا در مسیر ماندن موفق هستند؟ روایتهای میدانی از داخل مدارس، تصویر نگرانکنندهای را نشان میدهد. در یکی از گزارشهای اخیر، یک بازرس آموزشی از وضعیتی در یک مدرسه ۴۰۰ نفره در تهران میگوید که ۷۰ دانشآموز آن از ادامه تحصیل بازماندهاند. این یعنی تقریباً ۱۸ درصد جمعیت مدرسه؛ به زبان سادهتر، از هر ۶ دانشآموزی که باید در کلاس باشند، یک نفر دیگر در مدرسه حضور ندارد. ۱۵ هزار کودک «ویژه» که رانده شدهاند
این ریزش فقط مربوط به دانشآموزان عادی نیست. وزیر آموزش و پرورش همین چند روز پیش اعلام کرد که بیش از ۱۵ هزار دانشآموز با نیازهای ویژه، از تحصیل بازماندهاند. این آمار نشان میدهد که سیستم آموزشی ما برای بخش بزرگی از کودکان، نه تنها یک فرصت، بلکه یک چالش است که در نهایت منجر به حذف آنها میشود. بحران در مقاطع میانی؛ چرا پایه هفتم و هشتم؟
نگرانی اصلی زمانی بیشتر میشود که میبینیم این ترک تحصیلها عمدتاً در پایههای هفتم و هشتم رخ میدهد. این یعنی درست در مقطعی که بچهها از دوران کودکی به دوران حساس بلوغ میرسند، مدرسه را رها میکنند. خروج از مدرسه در این سن، یعنی ورود زودهنگام به بازار کار، یعنی از دست رفتن آینده و یعنی بازتولید فقر در نسلهای بعدی. بحران «حفظ کردن» …












