این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
او درباره یکی از عجیبترین صحنههایی که در دوران فعالیتش دیده، میگوید: «سال ۱۳۹۲ بود. میتی را برای غسل آورده بودند. زمانی که کار شستوشو تمام شد و میخواستم روسری او را ببندم، متوجه شدم از گوشه چشمانش اشک جاری شد. انگار جسمش محیط اطراف را حس کرده و متوجه لحظه خداحافظی شده بود.»
این غساله ادامه میدهد: «در غسالخانه مرسوم است که وقتی میتی اشک میریزد، از او التماس دعا میکنند و معتقدند دعایش مستجاب میشود. آن صحنه یکی از بهترین و خاصترین لحظاتی بود که در تمام این سالها تجربه کردم.»
این خاطره متعلق به سال 95 یعنی 10 سال پیش است. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228628 …













