مهرزاد علیجانی، اقتصاددان، در بررسی آثار گسترش فناوری مالی و اعتبار خرد بر بازار مصرف اظهار کرد: خرید اقساطی در نقطه تماس با مصرفکننده ممکن است کاملاً جذاب به نظر برسد؛ چراکه مشتری بدون پرداخت یکجای وجه، کالا را دریافت میکند و پلتفرم نیز از افزایش حجم معاملات و درآمدهای کارمزدی منتفع میشود، اما در عمق بازار، سازوکار انتقال هزینه میتواند نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
وی افزود: زمانی که به فروشنده اجازه داده نمیشود قیمت اعتباری را متناسب با هزینه واقعی تأمین مالی، کارمزد پلتفرم، ریسک نکول و خواب سرمایه تعدیل کند، این هزینهها از بین نمیروند، بلکه به بخشهای دیگر زنجیره منتقل میشوند.
علیجانی ادامه داد: فروشنده برای حفظ حاشیه سود خود ممکن است قیمت پایه کالا را افزایش دهد و تأمینکننده نیز این افزایش قیمت را به حلقه بعدی زنجیره منتقل کند. در نهایت، بخشی از هزینه اعتباری که قرار بود بهصورت شفاف و مستقیم پرداخت شود، در قیمت عمومی کالا و خدمات پنهان خواهد شد.
وقتی خریدار نقدی هزینه اعتبار دیگران را میپردازد
این اقتصاددان تصریح کرد: نتیجه این فرآیند میتواند یک تناقض اقتصادی باشد؛ به این معنا که خریدار نقدی نیز بخشی از هزینه خرید اعتباری دیگران را پرداخت میکند.
وی گفت: ابزار دیجیتال در اصل باید با حذف واسطههای زائد، کاهش هزینه مبادله، تسریع گردش پول، افزایش رقابت و کاهش هزینه تأمین مالی، به کاهش بهای تمامشده منجر شود؛ اما اگر طراحی آن نادرست باشد، فناوری میتواند بهجای کاهش اصطکاک بازار، هزینههای جدیدی به زنجیره اضافه کند.
علیجانی با اشاره به احتمال مخدوش شدن رقابت قیمتی افزود: در چنین شرایطی، فروشنده بهجای رقابت صرفاً بر سر قیمت واقعی کالا، بخشی از هزینه پلتفرم و اعتبار را در قیمت عمومی خود مستتر میکند. در نتیجه، شفافیت قیمت کاهش یافته و کشف قیمت واقعی برای مصرفکننده دشوارتر میشود.
دیجیتالیشدن خرید لزوماً به معنای کاهش هزینه نیست
وی تأکید کرد: باید میان «دیجیتالیشدن خرید» و «کاهش هزینه اقتصادی» تفاوت قائل شد. هر فناوری دیجیتالی الزاماً بهرهوری ایجاد نمیکند؛ اگر فناوری صرفاً روش پرداخت و تأمین اعتبار را تغییر دهد، اما ساختار هزینه را اصلاح نکند، ممکن است صرفاً هزینهها را جابهجا و پنهان کند، نه اینکه آنها را کاهش دهد. …












