همشهری آنلاین - مریم سرخوش: یک سالن پر از آدم است؛ آدمهایی که سالهاست صدای آژیر آمبولانس برایشان بخشی از زندگی شده. روی صحنه از ۵۱ سال خدمت میگویند؛ از توسعه ناوگان، پایگاههای تازه، موتورلانسها و بالگردهای اورژانس. اما چند ردیف آنطرفتر، مردی با موهای کاملاً سفید آرام اشک میریزد. کمی آنطرفتر، پدری با دستهای آفتابسوخته، عکس فرزندش را بالا گرفته و همسر یک شهید، تنها یادگار باقیمانده از همسرش را محکم در آغوش گرفته است.
این تصویر، روایت پنجاهویکمین سالروز تأسیس اورژانس پیشبیمارستانی در ایران بود؛ سالگردی که برای برخی، بیش از آنکه جشن باشد، مرور خاطراتی بود که هنوز زندهاند. حتی اورژانسیها هم هنگام پخش فیلم نجات یک کودک توسط همکارانشان، بار دیگر اشک ریختند؛ انگار هر مأموریت، با تمام سختیها و اضطرابهایش، دوباره پیش چشمشان جان میگرفت.
از یک حادثه تا تولد ۱۱۵ …












