همشهری آنلاین-سیده کلثوم موسوی: از کودکی در محله، همراه با دوستانش هیئت کوچکی برپا کرده بود. در کنار همسالانش با صدای کودکانه، نوای «یا حسین» سر میداد و همسایهها را به عزاداری برای سیدالشهدا میخواند. حمیدرضا با عشق به امامحسین(ع) رشد کرد و همین روحیه مذهبیاش بود که خدیجه را به انتخاب حمیدرضا ترغیب کرد و با خود گفت که این همان فرد ایدهآل من است.
خدیجه نودهی، همسر شهید، از روزهایی میگوید که مرحله جدیدی از زندگی را نوید میداد: «حمیدرضا را از همان روز اول خواستگاری پسندیدم. از عشقش به امامحسین(ع) گفت و از روزهای کودکی که با چادر مادرش در کوچه تکیه راه انداخت و هیئت برپا کرد. بعدها هم تعریف کرد که بچههای دیگر هم چادر میآوردند و هیئت بزرگتر میشد. چادرخاکی را بو میکرد و میگفت فدای چادر خاکی فاطمهزهرا(س). حمیدرضا همان ایدهآلی بود که آرزو میکردم. هرچه بیشتر شناختمش، بیشتر دلبستهاش شدم.»
به صورت ناشناس به نیازمندان کمک میکرد …












