اقتصاد۲۴- در بحبوحهٔ جنگ ایران و آمریکا که به بستهشدن طولانیترین و مهمترین آبراه انرژی جهان انجامید، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با چالشی بیسابقه در تاریخ مدرن خود مواجه شدند. تنگهٔ هرمز که روزگاری روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و یکپنجم گاز مایع جهان را به بازارهای مصرف منتقل میکرد، به صحنهای برای نمایش قدرت دریایی ایران و نقطهٔ کانونی فشار راهبردی بر اقتصاد جهانی تبدیل شد.
در چنین شرایطی، کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحدهٔ عربی، دریافتند که ادامهٔ وابستگی به این گذرگاه آسیبپذیر، نهتنها امنیت اقتصادی آنان را تهدید میکند، بلکه به اهرمی برای اعمال فشار ایران بر منافع حیاتیشان بدل شده است. واکنش آنها به این بحران، چیزی فراتر از یک راهکار موقت بود چرا که آنها به بازتعریف بنیادین زیرساختهای لجستیکی و تجاری خود دست زدند و تلاش کردند تا ضمن کاهش وابستگی به تنگهٔ هرمز، بهتدریج مسیرهای جایگزینی را جایگزین آن سازند که نهتنها امنیت تجارت آنان را تضمین کند، بلکه موازنهٔ قدرت را در منطقه به نفع خود تغییر دهد. زیستبوم بحران؛ وابستگی استراتژیک و آسیبپذیری ذاتی
تنگهٔ هرمز به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود، به مدت نیمقرن، شریان حیاتی اقتصاد کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس بوده است. عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت و بحرین همگی برای صادرات نفت و گاز خود و نیز واردات کالاهای مصرفی و مواد اولیه، به این آبراه وابسته بودهاند. این وابستگی، چنان عمیق بود که بسیاری از برنامهریزان اقتصادی در منطقه، امکان بستهشدن آن را نه یک سناریوی محتمل، که یک کابوس غیرواقعی تلقی میکردند. با این حال، جنگ کنونی در خاورمیانه، این کابوس را به واقعیت تبدیل کرد و کشورهای منطقه را در موقعیتی قرار داد که یا باید تابع تصمیمات تهران در مورد عبور و مرور از تنگه باشند یا به فکر راههایی جایگزین بیفتند. …











