این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
غصهها و اندوهها، بنا به تعبیر ابنمسکویه، المها و دردهای نفسانیاند که به سبب از دستدادن محبوب یا دستنیافتن به مطلوب به آدمی روی میکند(تهذیبالاخلاق و تطهیرالاعراق)…. و مگر میتوان محبوبی نداشت و مطلوبی را واگذاشت؟
آدمی بیخواسته و بیداشته، مگر میتواند گنج حیاتش را بیابید؟ زان دگرسوی، خواستهها و نداشتهها، بر جان آدمی رنج میفکنند؛ چاره چیست؟
اگر به حکمت سعدیِ جان اعتماد ورزیم؛ که «آنچه نپاید، دلبستگی را نشاید»؛ باید از هرآنچه خواسته و داشتهاست دل برکنیم و دیده فروفکنیم؛ و از آن روی، که دنیا معبر دلکندنها و فروگذاردنهاست؛ پس چگونه شاد زندگی کنیم؟سعدیِ جان، نشاط عیشش را در عشقِ بیطِیش یافت و دم را غنیمت شمرد و عریانی خواهشش را در دلبستن به محبوب زمینی هرگز نپوشاند و در عین درویشی خوش زیست. …

![[دکتر محمدعلی فیاضبخش] رنج و گنج](/news/u/2026-09-04/ettelaat-1t6nl.webp)











