هادی عزیززاده. گاهی یک پرسش ساده، از پیچیدگیهای مدیریتی پرده برمیدارد. ماجرا از جایی آغاز شد که خبرنگاری از وزیر محترم آموزش و پرورش پرسید: «آیا آموزش و پرورش ما از نظر آموزشی در سطح جهان است؟» وزیر پاسخ داد: «طبیعی است که نیست. این چه سئوالی است که میپرسید؟!» و در ادامه به عواملی مانند پایین بودن سرانه آموزشی، کمبود منابع مالی، فقدان استانداردهای مناسب نیروی انسانی و وجود کلاسهای ۳۵ تا ۴۰ نفره اشاره کرد و کیفیت پایین آموزشی را پذیرفت و آن را طبیعی دانست.
اما پرسشی که پس از این اظهارنظرها در ذهن بسیاری نقش می بندد، این است که: آیا این قبیل سخنان که در اظهارات همه مدیران کلان کم و بیش دیده می شود، روایتی صادقانه از واقعیت است، یا از بیان آنها معمولا اهداف دیگری دنبال میشود؟
فارغ از اظهارات وزیر آموزش پرورش، به طور کلی رویکردهای مختلفی را که یک مدیر ارشد ممکن است از اینگونه پاسخ و توجیه کیفیت پایین حوزه کاریاش داشته باشد، میتوان به عنوان رویکردهای ممکن برشمرد که از جمله مهمترین آنها پنج مورد زیر است: …













