والتر بنیامین در مقاله مشهور «قصهگو» در سال ۱۹۳۶ از افول هنر قصهگویی در جهان مدرن نوشت؛ از جهانی که «اطلاعات» آرامآرام جای تجربهای را میگیرد که از انسانی به انسان دیگر منتقل میشد. او میدید که قصهگو از زندگی روزمره ما دور میشود و هنر روایتکردن رو به زوال میرود. این تعبیر را نباید به جمله ساده «دوران قصهگویی تمام شده» تقلیل داد، اما نگرانی اصلی بنیامین روشن بود: جهان جدید بیش از گذشته خبر تولید میکند و کمتر تجربه را به قصه تبدیل میکند.
ایران شاید هنوز بتواند پاسخی به آن نگرانی بدهد. چون ایران، پیش از آنکه مجموعهای از خبرها باشد، انباشتی از قصهها و روایتهاست ایران فقط مرزی روی نقشه نیست.
جغرافیای دیگری هم دارد که با شعر، شهر، حافظه و آدمها ساخته شده است. روی این نقشه، توس با فردوسی شناخته میشود، شیراز با حافظ و سعدی، نیشابور با عطار و خیام و خوی با شمس. این جغرافیا با تغییر دولتها از بین نرفته و با جنگها هم تمام نشده است. اتفاقاً شاید در زمان جنگ بهتر بتوان آن را دید. …

![[دکتر روزبه کردونی] روایت شمس برای ایران امروز](/news/u/2026-09-16/ettelaat-qb3lq.webp)











