رضا صائمی. سینمای ایران را نمیتوان صرفاً با تعداد فیلمها، جشنوارهها، جوایز جهانی یا نامهای بزرگش سنجید. سینمای ایران پیش از آنکه یک صنعت باشد، بخشی از حافظه فرهنگی ماست؛ هنری که در بیش از یک قرن حیات خود، از دل فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی عبور کرده و هر بار، به شکلی تازه، خودش را بازتعریف کرده است.
از نخستین تصاویر متحرکی که در عهد مظفرالدینشاه قاجار به ایران آمد تا شکلگیری سینمای داستانی، از استودیوها و ستارههای سالهای پیش از انقلاب تا موج نوی سینمای ایران و از سینمای پس از انقلاب تا حضوری که در معتبرترین جشنوارههای جهان پیدا کرد، این سینما نشان داده که ریشههایش نه در خاک سرگرمی، که در متن فرهنگ و زیست ایرانی است.
سینمای ایران، سینمای بیریشهای نیست که بتوان با هر وزش باد، شکل و شمایلش را عوض کرد. اتفاقاً یکی از مهمترین سرمایههایش همین ریشهداری است؛ ریشههایی که در ادبیات، تئاتر، شعر، قصهگویی، سنتهای نمایشی، تاریخ اجتماعی و مهمتر از همه در تجربه زیسته مردم امتداد دارند. …












