چرا همیشه داستان کارآفرینان ثروتمند و سرمایهگذاران برنده را میشنویم، اما از هزاران نفری که در همان مسیر ورشکست شدهاند بیخبریم؟ در روانشناسی تصمیمگیری و سواد مالی، تمرکز صرف بر افراد موفق و ندیدن شکستخوردگان را «سوگیری بازماندگی» مینامند. این خطای شناختی باعث میشود قلهها را ببینیم و درههای عمیق سقوط را فراموش کنیم؛ روایتی ناقص که میتواند برآورد ما از شانس موفقیت را بهشدت دستکاری کند و منجر به تصمیمات مالی پرریسک و ویرانگر شود. برای نجات سرمایه از این توهم ذهنی، باید یاد بگیریم پشت هر داستان موفقیت، «مخرج کسر» را پیدا کنیم.
همیشه در کنار دیدن قله، درههای سقوط را هم ببینید. این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از مهمترین اصول در فهم رفتار اقتصادی و تصمیمگیری مالی را در خود دارد. ما معمولاً موفقیت را میبینیم، درباره آن میشنویم و آن را به خاطر میسپاریم؛ در حالی که شکستها اغلب ساکت، کمخبر و پنهاناند. فردی که با یک سرمایهگذاری سود چشمگیری به دست آورده است، بهراحتی درباره تجربه خود صحبت میکند. کارآفرینی که از نقطهای بسیار کوچک شروع کرده و در مدت کوتاهی به درآمد بالا رسیده است، داستان جذابی برای روایت دارد. سرمایهگذاری که انتخابهای درستی داشته، دیده میشود و مورد توجه قرار میگیرد. اما هزاران نفری که همان مسیر را طی کردهاند و زیان دیدهاند، کسبوکارشان را تعطیل کردهاند یا در میانه راه کنار کشیدهاند، معمولاً جایی در روایت عمومی ندارند.
این نادیده ماندن، تصویری ناقص از واقعیت میسازد و میتواند برآورد ما از احتمال موفقیت را بهشدت تغییر دهد. این همان چیزی است که در روانشناسی تصمیمگیری و اقتصاد رفتاری با عنوان «سوگیری بازماندگی» شناخته میشود. …













