به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ امام موسی صدر تنها یک روحانی شیعه، رهبر مذهبی یا چهرهای سیاسی در تاریخ معاصر لبنان نبود؛ او شخصیتی بود که تلاش کرد میان عدالت اجتماعی، کرامت انسان، وحدت ملی و مقاومت در برابر اشغال پیوندی ناگسستنی ایجاد کند. مردی که در سال ۱۹۵۹ وارد لبنان شد، در برابر محرومیت گسترده جنوب و بقاع ایستاد، «جنبش محرومان» را شکل داد و سرانجام با تأسیس مقاومت لبنان «امل»، دفاع از جنوب را به یکی از ارکان اصلی پروژه اجتماعی و سیاسی خود تبدیل کرد.
برای امام صدر، محرومیت و اشغال دو مسئله جدا از یکدیگر نبودند. جامعهای که شهروندانش احساس تعلق و برخورداری از حقوق برابر نداشته باشند، در برابر دشمن خارجی نیز آسیبپذیر خواهد بود. از همین رو، مبارزه با فقر و تبعیض از یک سو و مقابله با اسرائیل از سوی دیگر، دو بخش از یک پروژه واحد بودند: ساختن جامعهای برخوردار از کرامت، عدالت، حاکمیت و توان دفاع از خود. امام صدر و لبنانِ محروم
امام موسی صدر در سال ۱۹۵۹ به لبنان آمد و با واقعیتی روبهرو شد که برای بخشهایی از جامعه لبنان، بهویژه جنوب و بقاع، چیزی جز محرومیت ساختاری نبود. صدها روستا از آب آشامیدنی، برق، جاده و امکانات آموزشی محروم بودند و جنوب، با وجود برخورداری از جمعیتی قابل توجه، سهم بسیار اندکی از هزینههای عمومی دریافت میکرد.
مطالعات مربوط به سال ۱۹۶۳ نشان میدهد از میان ۴۵۲ روستا و شهرک جنوب لبنان با جمعیتی حدود ۴۰۰ هزار نفر، ۲۵۰ روستا فاقد آب آشامیدنی و آب مورد نیاز مصارف خانگی بودند. تنها هفت روستا به برق دسترسی داشتند و ۴۴۵ روستا فاقد برق بودند. نیمی از کودکان شش تا ده ساله نیز مدرسه نداشتند و مدارس متوسطه تقریباً وجود نداشتند.
در همین گزارشها آمده بود که ۸۵ روستای شیعهنشین جاده آسفالته نداشتند و یکسوم زمینهای کشاورزی که پیشتر حاصلخیز بودند، به زمینهای بایر تبدیل شده بودند.
صدر این وضعیت را صرفاً یک مشکل اقتصادی نمیدانست. از نگاه او، محرومیت نتیجه ساختاری ناعادلانه در توزیع قدرت، امکانات و منابع بود و دولت لبنان مسئولیت داشت شهروندان و مناطقی را که از اولویتهای خود خارج کرده بود، دوباره در مرکز توجه قرار دهد. …












