به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، «زندهشور» کاظم دانشی فیلمی پرتنش، خوش ساخت و بازیگرمحور است که در ظاهر درباره پنج محکوم به اعدام و واپسین ساعتهای زندگی آنهاست، اما در لایه زیرین، بیش از آنکه قصهای درباره یک موقعیت انسانی باشد، به بیانیهای درباره اعدام و قصاص نزدیک میشود؛ فیلمی که با برجسته کردن رنج محکومان و کم رنگ کردن حق قربانیان، مخاطب را آرام آرام به این نتیجه میرساند که مسئله اصلی نه جنایت، بلکه خود مجازات است.
«زندهشور» از همان ابتدا مخاطب را به قلب موقعیتی ملتهب پرتاب میکند؛ پنج محکوم به اعدام در واپسین ساعتهای زندگی شان و زندانی که هر لحظه سنگینتر و خفه کنندهتر میشود. کاظم دانشی که پیشتر در «علفزار» نشان داده بود در ساختن درام اجتماعی و جنایی توانایی قابل توجهی دارد، اینجا هم بلد است چگونه از فضای بسته، سکوت، نگاه و اضطراب برای ساختن تعلیق استفاده کند.
فیلم از نظر اجرا کم نمیگذارد. میزانسنها حساب شدهاند، دوربین کمتر خودنمایی میکند و بیشتر در خدمت موقعیت قرار میگیرد. فضای زندان نیز به جای آنکه صرفا یک دکور باشد، به بخشی از فشار روانی روایت تبدیل شده است. بازیها هم یکی از برگهای برنده فیلم هستند؛ از حامد بهداد و امیر جعفری گرفته تا بهرام افشاری و دیگر بازیگران. امیر جعفری در نقش کوتاه خود، از معدود لحظاتی را میسازد که مرز میان بازیگر و شخصیت تقریبا محو میشود و اضطراب یک انسان در آستانه مرگ را به تماشاگر منتقل میکند.
بهرام افشاری نیز با فاصله گرفتن از تصویری که مخاطب از نقشهای کمدی او دارد، در قامت نماینده دادستان ظاهر شده و حامد بهداد نیز ترس و استیصال شخصیتش را به خوبی درآورده است. به طور کلی، «زندهشور» در انتخاب بازیگر و دوختن نقش به قامت آنها موفق عمل کرده است.»
زندهشور» چرا فیلمی ضد اعدام است؟
مسئله اصلی «زندهشور» نه فرم است و نه حتی ضعفهای فیلمنامه؛ مسئله، جهان بینیای است که فیلم در مواجهه با قصاص و اعدام انتخاب میکند.
فیلم در طول روایت، رنج، ترس، پشیمانی و انسانیت محکومان را با جزئیات به نمایش میگذارد. تماشاگر با آنها همراه میشود، اضطراب شان را میبیند، از مرگ شان متاثر میشود و به تدریج آنها را نه به عنوان «مجرم» بلکه به عنوان «انسانهایی که مورد ترحماند» میشناسد. …













