در شرايطي كه فشار بر شبكه توزيع سوخت كاملا محسوس است و كشور در پيك مصرف بنزين قرار دارد، بهطور قطع همراهي مردم در مديريت مصرف ميتواند بخشي از فشار ناترازي را كاهش دهد.
بنزين شايد در ظاهر فقط يك فرآورده نفتي باشد كه روزانه در جايگاهها عرضه ميشود، اما در شرايط امروز كشور، ميزان مصرف آن به يكي از متغيرهاي مهم اقتصادي و حتي امنيتي تبديل شده است؛ فرآوردهاي كه هر ليتر اضافه مصرف آن، فقط به معناي مصرف بيشتر يك كالا نيست، بلكه ميتواند به معناي فشار بيشتر بر توليد، پالايش، حملونقل، ذخاير و درنهايت منابع ارزي كشور باشد. در روزهاي اخير، صفهاي طولاني در برخي جايگاههاي سوخت و انتشار شايعاتي درباره كمبود بنزين و احتمال اختلال در عرضه، بار ديگر اين واقعيت را به نمايش گذاشت كه در بازار سوخت، «نگراني از كمبود» ميتواند خود به عاملي براي افزايش مصرف تبديل شود. در چنين شرايطي، برخي شهروندان با تصور اينكه ممكن است بنزين در روزهاي آينده در دسترس نباشد يا عرضه آن محدود شود، زودتر و بيشتر از نياز معمول خود به جايگاهها مراجعه كردند. همين رفتار، در برخي نقاط به افزايش ناگهاني تقاضا و شكلگيري صفهاي طولاني انجاميد.
با اين حال، گزارشهاي رسمي حاكي از آن است كه مشكل به شكل فراگير، تمام شدن بنزين در كشور نبوده است. براي نمونه، مدير شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي منطقه البرز اعلام كرده كه با ورود محمولههاي جديد، جايگاههاي استان تأمين شدهاند و وقفههاي مقطعي نيز ناشي از افزايش حجم سفرها و عدم تناسب موقت ارسال سوخت با حجم بالاي مصرف بوده است. اين اتفاق يك پيام مهم دارد كه در بازار سوخت، رفتار مصرفكننده ميتواند فاصله ميان يك اختلال مقطعي و يك بحران واقعي را بيشتر يا كمتر كند. تجربه روزهاي اخير نشان داد كه شايعه كمبود سوخت، حتي پيش از آنكه كمبود واقعي شكل بگيرد، ميتواند تقاضا را بهصورت ناگهاني افزايش دهد. منطق ساده است؛ وقتي يك راننده تصور ميكند ممكن است فردا بنزين در جايگاه نباشد، امروز باك خودرو را پر ميكند. اگر ميليونها مصرفكننده همين تصميم را بگيرند، تقاضاي يك روز عادي به يكباره افزايش مييابد. جايگاهها نيز كه براي يك الگوي مشخص مصرف روزانه طراحي و تأمين ميشوند، در برابر چنين موجي با صف و افزايش زمان انتظار مواجه خواهند شد. …












