محمد خبريزاد
بازار سرمايه اين روزها در كانون توجه سرمايهگذاران و رسانهها قرار گرفته است؛ بازاري كه با پشت سر گذاشتن تلاطمهاي ژئوپليتيك و اقتصادي، اكنون در يكي از پوياترين فازهاي صعودي خود به سر ميبرد. بررسي دقيق رفتار شاخص كل و جريان نقدينگي نشان ميدهد كه حركت اخير تالار شيشهاي تصادفي نبوده و ميتوان آن را در چارچوب يك فرآيند سهمرحلهاي، مبتني بر محركهاي سياسي، عملكرد بنيادي و واقعيتهاي ارزي تبيين كرد.
براي درك رفتار فعلي بورس، بايد به عقب برگشت و سه ايستگاه اصلي اين رالي صعودي را مرور كرد.
مرحله نخست؛ تنفس پس از بحران ژئوپليتيك: موج نخست رونق، بلافاصله پس از پايان درگيريهاي موسوم به «جنگ رمضان» شكل گرفت. بازار كه مدتها زير سايه سنگين نااطمينانيهاي امنيتي حبس شده بود، با آغاز مذاكرات و امضاي تفاهمنامه (MoU) جان تازهاي گرفت. با اين حال، با نقض مفاد اين توافقنامه و بازگشت تنشها، بازار در اواخر خردادماه وارد فاز اصلاحي شد و بخشي از رشد خود را پس داد.
مرحله دوم؛ تلاقي آتشبس و كارنامههاي درخشان خرداد و تير: محرك دوم با استقرار مجدد آتشبس ميان ايران و امريكا و تثبيت فضاي سياسي همزمان شد. در كنار اين گشايش ديپلماتيك، انتشار گزارشهاي ماهانه خرداد و تيرماه شركتها، ارقام چشمگيري از فروش را به نمايش گذاشت. اين همافزايي سبب شد شاخص كل سقفهاي تاريخي پيشين را بشكند و به كانال بيسابقه ۶ ميليون واحد دست يابد.
مرحله سوم؛ انفجار انتظارات تورمي و متغيرهاي كلان: در شرايطي كه بخش عمدهاي از اهالي بازار انتظار يك اصلاح زماني عميق را پس از فتح كانال ۶ ميليوني داشتند، موج سوم محركها از راه رسيد. اين محرك ناشي از سه عامل پيوسته بود: جهش قيمت كاموديتيها و فلزات اساسي در بازارهاي جهاني، ركوردهاي جديد در گزارشهاي عملكرد مردادماه شركتها و فراتر رفتن نرخ دلار بازار آزاد از مرز ۲۰۰ هزار تومان. تركيب اين عوامل به بازار اجازه استراحت نداد و جريان ورود پول حقيقي را تداوم بخشيد. …












