علي حياتنيا
وقتي در كشورمان درباره ناترازي بنزين سخن ميگوييم، با مسالهاي چند وجهي روبه رو ميشويم كه نبايد تمام ابعاد آن را صرفا به مصرف بالاي مردم تقليل داد، زيرا اين سادهترين، سطحيترين و در عين حال نادقيقترين روايتي است كه ميتوان از اين بحران ارائه داد. اگر بخواهيم تحليلي منصفانه و جامع داشته باشيم، ناچاريم بپذيريم كه ريشههاي اين بحران همزمان در ساختار كلان اقتصاد، كيفيت خودروها، نظام يارانهاي، قاچاق سوخت، وضعيت حمل ونقل عمومي و ظرفيت توليد انرژي نهفته است و بايد تمامي اين اضلاع را در كنار هم ببينيم. بر اساس دادههاي بينالمللي، سرانه مصرف بنزين در ايران در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۶۰ ليتر به ازاي هر نفر بوده و كشورمان از اين حيث در رتبه ۳۰ جهان قرار گرفته است، در حالي كه ميانگين جهاني در همين سال حدود ۲۳۰ ليتر برآورد ميشود. اين آمار نشان ميدهد كه سرانه مصرف بنزين در ايران بالاتر از متوسط جهاني است، اما تكيه صرف بر اين اعداد، بدون درك ساختار اقتصادي و بستر حمل و نقل كشور، ما را به بيراهه ميبرد. اين ارقام لزوما به اين معنا نيستند كه مردم ايران بيمحابا مصرف ميكنند، بلكه وقتي شهروندان در بسياري از موارد با شرايط خاص جغرافيايي، ساختار اشتغال، ضعف مفرط ناوگان عمومي و وابستگي ناگزير به خودروي شخصي روبهرو هستند و انتخاب محدودي ميان گزينههاي موجود دارند، بخش بزرگي از اين مصرف بالا محصول ساختار انتخابهاي تحميل شده به جامعه است، نه صرفا ترجيح و تصميم فردي مصرفكنندگان. …












