امیرمحمد رحمتی، متولد سال ۱۳۷۹ بود و پیش از شهادت، مدتی بهعنوان سرباز همراه، با زندانیان بیمار به مراکز درمانی میرفت. آنطور که مریم شهرابی، مادر امیرمحمد میگوید، شهید در زمان انتقال بیماران به بیمارستان با مشکلات آنها آشنا میشد و همیشه به دنبال راهحلی بود تا در حد توانش باری از دوش زندانیان غیرعمد بردارد.
او به جامجم میگوید: «یکبار یک زندانی بیمار را از اوین به بیمارستان مدرس برده بود. به من گفت مادر، بدهی او ۲۰۰میلیون تومان، اما هزینه عملهای جراحی و درمانیاش، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰میلیون تومان است. میخواهم موتورم را بفروشم و صدمیلیون تومان از آن را صرف پرداخت بدهی زندانی کنم تا درمانش را ادامه دهد و با باقیمانده آن هم یک موتور قسطی بردارم. نظرم را پرسید و گفتم حرفی ندارم. پسرم برای آن زندانی با مددکاری زندان اوین گفتوگو کرد و آنها نیز پس از هماهنگی با ستاد دیه تهران، گویا شرایط آزادی همان زندانی را فراهم کردند، اما همچنان در این فکر بود که هزینه فروش موتورش را در امر خیری هزینه کند.» …












