انگار تقدیر از کنار هم گذاشتن دو اتفاق در یک زمان مشخص و در یک جغرافیای واحد، قصد فرستادن پیامی آشکار داشته است. مجموعهای از حرفها که باید آنها را با آب طلا نوشت و بالای سر صندلی هر میز مدیریتی، نصب کرد! اینکه هر چقدر زحمت بکشی و تلاش کنی، مزد میگیری و الله بختکی در دنیای علم، کسی موفق نمی شود!
اینکه در ورزش، فوتبال یا هر تخصص دیگر در دنیای امروز علم و مهارت، تمرین و ممارست، حرف اول را میزند نه اسم و رسم و کارنامه! اینکه لیاقت و حق، درون میدان مشخص میشود نه در حرف و ادعا یا در فضای مجازی و پیج اینستاگرامی!
اینکه مدیر متخصص بابت هزینه کرد هر یک دلار از بیت المال، به بازدهی و آورده آن نگاه میکند، نه اینکه کنار ستارهها عکس بگیرد و نردبانی که از این منصب بسازد و به شهرت و ثروت و قدرت بیشتر برسد. اینکه در همه دنیا مدیران، با کارنامه قضاوت و نظارت می شوند و بالادستی هایشان، کار خود را گردن آن دنیا و حساب و کتاب الهی نمی اندازند! …












